تبليغاتX
دنياي پسران

« به دنياي پسران خوش اومدين، اين وبلاگ سياسي نيست، طرفدار حزب، دسته و گروه خاصي هم نيست، فقط هم واسه آقايون عزيز و گل نيست. بعضي جاهاي وبلاگ هم زياد جدي نيست. نمایش بهتر در مرورگر Firefox »

تجرد یعنی قـدرت یعنی استـقلال

تاهل یعنی ضعف یعنی وابستگی

نظرتونو سریعاً اطلاع بدید!

البته فقط برا پسرا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1391/02/19ساعت 22:42  توسط Admin  | 

فکر میکنم تابستون سال 83 بود که من کاردانی بودم و ترم تابستونی گرفته بودم اما همخونه هام ترم تابستونی نگرفته بودن و من تنها مونده بودم. تنهایی تو یه شهر غریب و کوچیک خیلی سخت و طاقت فرسا بود. باید یه فکری میکردم و از اونجایی که شانس باهام بود این افتخار نصیبم شد که باهاش آشنا بشم البته آشنا که نه بهتره بگم مال خود خودم شد. صاحبخونه بنده خدا هم کاری بهمون نداشت. از لطافتش که هر چی بگم کم گفتم. هنوزم وقتی یادش می افتم کلی دلم براش تنگ میشه. اصلا انگار با بقیه فرق داشت. چشمای مشکی و موهای بورش خیلی دوست داشتنی بود طوری که نمیشد بیدار باشی و گوشه ای از ذهنت درگیرش نباشه، همش حواسم بهش بود. اصلا پر سر و صدا و اعصاب خورد کن نبود. وقتی نگاهت میکرد دوست داشتی قورتش بدی از بس که ناز بود. گاهی وقتا برا خودش مشغول بود و گاهی وقتا هم که میومد پیشم نوازشش میکردم و خواب رویایی میومد سراغش و چشمای نازشو آروم آروم میبست. تو خواب و بیداری دوست داشتی نگاهش کنی گاهی آروم چشماشو باز میکرد و گرمای دست من بود که بهش احساس امنیت و آرامش میداد و دوباره پلکاش رو روهم میگذاشت. البته یکم بی ادب بود اما از نظر من هیچ اشکالی نداشت چون این مشکل در برابر وجودش هیچ بود. اینا همه باعث شده بود که تنهایی منو پر کنه. روزایی که کلاس داشتم و مجبور میشدم تنهاش بذارم با یه صبوری و مظلومیت خاصی میرفت یه گوشه از اتاق و منتظر میموند تا برگردم. آخه اینو وقتی از راه میرسیدم خیلی راحت میشد فهمید. وقتی از دانشگاه میرسیدم در خونه، این پله ها بودن که با سرعت زیادی از زیر پاهام رد میشدن و من به در ورودی نزدیک میشدم. صدای منو که میشنید خوشحالی سرتاسر وجودش رو فرا میگرفت. تنهایی من دیگه از روی کاغذ پاک شده بود و من از اون وضعیت خیلی راضی بودم...

روزامون همینطور گذشتن تا زمانی که تعطیلات شروع شدن و من باید برمیگشتم اما پر واضح بود که نمیشد تنهاش بذارم تصمیم گرفتم با خودم ببرمش شاید فکر کنید دارم دروغ میگم اما باور کنید که با خودم آوردمش خونمون. تو راه هوا گرم بود و خیلی اذیت شد اما به هر حال رسیدیم خونه. بعد از چند وقت حسابی بزرگ شده بود. جوجه اردک خیلی قشنگ و دوست داشتنی ای بود اما چون دیگه امکان نگهداریش نبود و حجــــم بی ادبیش به شدت بالا رفته بود، خانواده طاقت نیاوردن و طی یه همکاری جدی و به دور از چشم بنده دادنش به یه بنده خدا که باغ داشت.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/12/04ساعت 19:20  توسط Admin  | 

بلانسبت بازدیدکننده های گلم

حالم از "خانمایی که مثل آب خوردن اغوا میشن" بهم میخوره. چه مجردش چه ...! و البته از آقایونی که با یه عشوه کوچیک عاشق میشن.

باید مرد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/11/26ساعت 19:0  توسط Admin  | 



بیایم  ۲۹ بهمن (سپندار مذگان ایرانیان باستان) رو جایگزین ۲۶ بهمن (Valentine) کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/11/16ساعت 13:49  توسط Admin  | 

سلام

بعد از کلی وقت اومدم با یه آپ تر و تــازه. موضوع این پستم رو به استفاده از برنامه های رایانه ای و حق تکثیر برنامه ها اختصاص دادم.

☺ فایل Patch را اجرا کنید!

☺ دسترسی برنامه به اینترنت رو قطع کنید!

☺ اینم شماره سریال برنامه فلان ! Enjoy It

☺ محتویات پوشه Crack را در مسیر برنامه جایگزین کنید!

☺ و ...

همه ما با توجه به نیازی که از سیستم داریم در حال استفاده از یکسری برنامه ها هستیم. نرم افزارهایی که ممکنه بعد از کلی زحمت و مشکل، رفع نقص و آماده استفاده شدن. فکر کنم همه با قانون Copyright آشنا هستیم و می دونیم که طبق این قانون برنامه ای که مجانی نیست رو اجازه نداریم کپی و تکثیر کنیم ولی مشکل اینجاست که بعضی از این ابزار ها برای استفاده از سیستم لازم و ضروری هستن و نمیشه از اونها صرف نظر کرد برای مثال همین سیستم عامل ویندوز یا برنامه های تخصصی و قدرتمندی مثل فتوشاپ یا محموعه آفیس و غیره اما صحبت من اینجاست که در مقابل، خیلی از برنامه های کاربردی که تجاری هستن، معادل رایگان هم دارن، تو این حالت حق انتخاب داریم.

شما میخواین به مسافرتی برین که مطلقاً ضروری نیست و دو تا وسیله نقلیه و سه تا گزینه جلو شما هست:

☺ با وسیله نقلیه اول میرین و کرایه میدید.

☺ قاچاقی سوار وسیله نقلیه اول میشین و اصلا به این موضوع که هزینه رو نمی دید فکر نمی کنید.

☻ وسیله نقلیه دوم که رایگان و امکانات مطلوبی داره رو انتخاب می کنید!

بذارین یه مثال دیگه بزنم، واضحه که شما برای دیدن فایل های فشرده به نرم افزار مربوطه نیاز دارین.

☺ نرم افزار WinRAR رو می خرید و استفاده می کنید.

☺ نرم افزار رو بدون پرداخت هزینش استفاده می کنید.

☻ نرم افزار IZArc که امکانات زیادی از جمله محیط فارسی داره و "رایگان" هست رو استفاده می کنید.

ما ایرانیها آدم های اصیل و شریفی هستیم و به همین خاطر میدونم که انتخاب هممون گزینه سه هست. ما جهان سومی نیستیم مگر اینکه خودمون با رفتارمون این رو ثابت کنیم. بعضی وقتا که رعایت یه قانون بزرگ به این راحتی و صرفا به نوع انتخاب ما بر میگرده چقدر خوبه که مد نظر قرار بدیم و مراعات کنیم.

من خودم همین الان تا حد ممکن از نرم افزار های رایگان دارم استفاده میکنم و خوشحالم از اینکه لااقل تا جایی که میشه حق برنامه نویس یا تولید کننده ای رو زیر پا نمیذارم.

یکی از وب سایت های عالی که انواع برنامه های "رایگان" رو گردآوری می کنه و محیط ساده و کاربر پسند و جستجوی خوبی داره، سایت http://www.filehippo.com هست. پیشنهاد میکنم بـبـیـنـین.

ضمن اینکه بابت خوندن آپم ازتون تشکر میکنم، واسه نمونه معادل رایگان یه سری برنامه های تجاری رو براتون میگم بقیش رو میتونین بسته به نیازتون جستجو کنین. امیدوارم باعث بشه کمتر از Crack کردن استفاده کنیم.

تجاری رایگان کاربرد
Node32 Avast Home Edition آنتی ویروس
Winrar IZArc فشرده سازی
ZoneAlarm ZoneAlarm Free Version دیوار آتش
Clone CD DeepBurner دیسک های نوری
IDM FDM مدیریت داونلود
Dreamweaver or DzPHP or etc ++Notepad ویرایشگر کد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/11/06ساعت 16:8  توسط Admin  | 

سلام به همه.

کارم این چند وقته زیاده، از طرفی دارم به امتحانا نزدیک میشم چند ماهی شاید نباشم.  ایام به کام همتون.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/09/17ساعت 0:3  توسط Admin 

« ما ز یاران چشم یاری داشتیم        بی سبب اینگونه می پنداشتیم »

« حمید »
مــا ز یـــاران چـشــم یـــاری داشـتـیـم

خـود غـلــط بــود آنـچـه ما پـنـداشـتـیـم

تــا درخــت دوسـتـی کــی بــر دهــــــد

حـالـیــا رفـــتــیــم و تـخـمـی کاشتـیـم

گـفــت ‌و گـو آیـیـن درویـشــــــی نـبــود

ور نـه بـا تـو مــاجــــــــــــراها داشتـیـم

شیـوه‌ی چـشـمـت فریـب جنگ داشت

مـا غـلـط کـــردیم و صـلــح انـگاشتـیــم

گـلـبـُن حـُسنــت نـه خـود شد دلـفـروز

مــا دم هـمـّــــت بـر او بـگـمـــاشـتـیـم

نـکـتــــه‌ها رفـت و شکـایـت کس نـکـرد

جانـب حـُرمـت فـــــــــرو نـگــذاشـتـیــم

گفت : خـود دادی به مـا دل حـــافـظـــا

مـا مـحـصـّـل بـر کـسی نـگـمـاشـتـیــم

« حافظ »
حمید جون، اینم از اس ام اس قشنگی که برام فرستادی گفتم قبل از اینکه بری آمریکا از شرّت راحت بشیم، اینو یادگاری بذارم اینجا. حالشو ببر عزیزم ولی من که همیشه یار و یاور شفیق و عزیز و مهربونت بودم و هستم، یادت نیست همیشه از تو در برابر حملات فیزیکی سلامت گونه! محافظت میکردم؟؟ این چی بود گفتیGJ؟ حالا کاری نداریم که خودمم همچین چیزی یادم نیست و کاری نداریم که من چی گفتم که این پیام رو دادی و کاری نداریم که فقط تک مصراع اول اس ام اس ِـت درست بود...
به یادت هستم. دوست دارم خیلی زیاد. در ضمن کسی خیـلی باید برا Admin مهم باشه که پست اختصاصی براش بفرستهGJ!
.
.
.
هرچی گفتم آقا پست اختصاصیه گوش به حرف ندادین که، حالا اگه تونستید نظر بدید
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/08/08ساعت 15:11  توسط Admin  | 

 
 
محل درج نظر شما 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/08/08ساعت 14:36  توسط Admin  | 

 

قابل توجه خانمای محترمه، با حجاب درست و درمون وارد بشین، چون اصلا حوصله (ف.I.لــ.T.ر) شدن ندارم.

 

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/06/03ساعت 5:30  توسط Admin  |