داشتم با خودم فكر مي‌كردم كه چه خوب مي‌شد اگه دولت يه ساختمون مي‌ساخت، مي‌پرسين چه ساختموني؟ يه آسمون خراش خيلي خيلي خيلي بزرگ مثلا تو زميني با چند هكتار مساحت و با بيش از ۲۰ طـبــقه....! يـه جـايـي كــه نــه تــو مـركـز شهـر باشـه نـه جاي پـرت. اسـم ايـن ساختـمون ميتونست "مـركز تكنـولوژي و تحقيقـات ايـران" باشه. هر طبقه كه چندين واحد داره كلا اختصاص داده مي‌شد به يه گرايش مثلا كامپيوتر، الكترونيك، هوا فضا، كشاورزي و هر گرايشي كه بتونه منجر به تولد تكنولوژي جديد يا توليد علم يا اختراع يا اكتشاف بشه. طبقه آخر هم به اضافه پشت بام به برو بچه هاي نجوم اختصاص داده مي‌شد! دولت هيچ هزينه اي از اعضاي ساختمون نمي‌گرفت و تمام تجهيزات تحقيقاتي و كارگاه ها رو تامين مي‌كرد اما يه درصدي از نتيجه مثبت كاركرد اعضا رو به منظور حفظ و ارتقا "متـوتـا" بر مي‌داشت. مثلا ۲۰ ٪ دائمي سود حاصل از يه اختراع يا تكنولوژي تازه متولد شده! خوب حالا اعضاي اين ساختمون بزرگ كيا هستن؟ تمام افرادي كه به موضوع تحقيق، اكتشاف و پيشرفت علاقه دارن و فعال هستن و تو ذهنشون ايده هاي بكر دارن مي‌تونن باهم ديگه گروه تحقيقاتي چند نفره تشكيل بدن و درخواست ثبت نام كنن. واحد هاي اين ساختمون در اختيار فرد قرار داده نمي‌شه. خوب بذارين يكم داخل ساختمون رو هم تجسم كنيم، اول اينكه اطرافش كاملا با فضاي سبز و با كمك و نظارت بچه هاي كشاورزي تزيين شده، وارد كه مي‌شيم ميبينيم كه طبقه همكف يه كتابخونه خيلي بزرگ و جامع هست كه نياز تمام اعضا رو پوشش مي‌ده، همچين كتابخونه اي بايد بزرگترين كتابخونه ايران باشه. بخش روابط عمومي هست كه يكي از كارهاش اينه كه ايده هاي مردم رو كه از هر طريقي بيان مي‌شن (تلفن،اينترنت، نامه...) جمع آوري كنه. به هر گرايش (طبقه ساختمون) يه گروه از بازرسان خبره اختصاص داده مي‌شه كه تو واحد بازرسي هستن، وظيفشون بازرسي از تمام گروه هاي عضو هست اما نه به منظور گير دادن و سركشي، به خاطر تشويق، كمك، راهنمايي و رفع اشكال از اعضا و احيانا جلوگيري از سوء استفاده هاي احتمالي چون همونطور كه فرض كرديم منابع رايگان هستن. بخش ديگه به حراست اختصاص داده مي‌شه، حفظ نظم و حراست از همچين ساختموني و گروههايي كه بعضا در حال رقابت باهم هستن خيلي مهمه. يه بخشي هم بايد در نظر گرفته بشه با عنوان دفتر ارتباط با دولت يا ارتباط با صنعت كه نياز هاي اوليه كشور از اين طريق به اعضاي ساختمون انتقال داده بشه تا حركت و سمت و سوي فعاليت اعضا هدفمند باشه. هر طبقه حال و هواي خاص خودش رو داره، وارد طبقه كشاورزي كه مي‌شي مي‌بيني تو فضاي سر بسته پر از گل و گياه مختلف هست قارچ، گل، درختچه كه اصلاح ژنتيك شدن، طبقه كامپيوتر پر از واحد هايي هست كه تو هر واحد يه نفر به حالت قوز، چهار زانو يا چمباتمه! نشسته رو صندلي چرخدار و شش دانگ حواسش تو صفحه كامپيوتر و برنامه اي هست كه داره مينويسه! وارد طبقه الكترونيك كه مي‌شي به قدري دود لحيم اونجا رو گرفته كه احساس مي‌كني تو ابرها هستي! يه نفر از اون ته داد ميزنه آخ‌خ‌خ سوختم! طبقه پتروشيمي، از آسانسور كه مي‌ياي بيرون مي‌بيني تمام در و ديوار با يه نوع رنگ كه نمونش رو تاحال هيچ كجا نديدي رنگ شده! و ....حالا قصد ندارم جزء به جزء ريز بشم، فقط خواستم با اين دست به قلم ضعيفم يه شماي كلي گفته باشم. شايد اصلا همچين چيزي به صورت متمركز يا پراكنده هست و من گيجم شايدم بعضي ها بخندن، اين رو محال فرض كنن يا مسخره كنن و يا شايدم استقبال كنن، من كه بعيد بدونم يه روزي يه  آدم سياستمدار كه كاري دستش هست بياد و اين نوشته ها رو بخونه اما با خودم گفتم حتي اگه هيچ اتفاقي هم نيفته حداقلش اينه كه مطرح شده، كلام قدرت مطلق داره.

ولي اگه بزنه و يه روزي اين كار واقعا تو اين مقياس عملي بشه خيلي مزيت ها داره مثل:

- جلوگيري از فرار مخ ها!

- بازگشت خيلي از مخ ها!

- ايجاد انگيزه جدي واسه خيلي ها مخصوصا جوونا چون محيط واسه پياده سازي ايده هاشون آمادست.

- اگه اين مجموعه عظيم، درست هدايت، نظارت و مديريت بشه مي‌تونه منجر به توليد علم و از همه مهمتر پايه گذاري تكنولوژي‌هاي جديد بومي بشه. براي نمونه الان يكي از تكنولوژي هاي روز دنيا همين كامپيوتر هستش، اما متاسفانه منشا اين علم جايي خارج از ايرانه، يعني ما صاحبش نيستيم و جهت دهي تو اين زمينه اولا به خواسته صاحبانشه ثانيا بعد از اينكه كهنه شد تو كشور ما عمومي و آكادميك مي‌شه، حالا فرض كنيد كه خود ما بتونيم پايه گذار يه تكنولوژي سودمند و نوين براي بشر و محيط زيست باشيم (فرقي نمي‌كنه كه در چه زمينه‌اي، چي، چجوري، كي، كجا....) اون موقع : مستقل هستيم، جايگاهمون تو دنيا ارتقا پيدا مي‌كنه، رفاهمون بيشتر مي‌شه، كشور سود بيشتري مي‌بره و مشكلاتش زودتر رفع ميشن. بعدها اين تكنولوژي(ها) ارتقا داده ميشه و ... 

- باز هم در صورت موفق بودن اين قضيه، ميشه بودجه اختصاصي و مستقيم تخصيص داد و اين ساختمون كم كم مي‌تونه تبديل بشه به يه شهرك مدرن...(برج نجوم، برج كامپيوتر، برج هوا فضا...خوابگاه، كافي‌نت، كتابخونه و ... )

شما بگين ديگه چه مزيت هايي داره از او نجايي كه فقط مزيت ها رو نبايد ديد معايبش رو هم بگين. اين موضوع به قدري گسترده هست كه همه جاش به "و..." اكتفا كردم و ادامش رو به ذهن خودتون سپردم شايد باورتون هم نشه اما تمام اين پست رو همين الان نوشتم، قبلا رو كاغذ ويرايش نكردم، پس همينطور كه به ذهن من رسيده مطمئن هستم كه موارد بكر و اساسي ديگه اي هم به ذهن شما مي‌رسه، همين جا ازتون خواهش مي‌كنم كه اگه موردي به ذهنتون رسيد تو قسمت نظرات بگين. اگه رشته معماري يا عمران مي‌خونيد مي‌تونين بررسي كنين ببينين اصلا ميشه با امكانات فعلي همچين سازه اي ساخت يا نه. اگه رشته اقتصاد مي‌خونيد بررسي كنين كه دولت ميتونه واسه يك بار همچين هزينه اي رو پرداخت كنه يا نه. شمايي كه رشته كامپيوتر هستين، به نظر شما سطح سواد كامپيوتر ما اونقدر هست كه اصلا اعضاي اين ساختمون به حد نصاب برسن؟(به نظر خودم كه حتما هست) و...!

اگه قبلا با یه نرم افزار 3D شکل کلی شو طراحی می کردم میگذاشتم اینجا بهتر بود. فقط اميدوارم كه يه روزي اين موضوع پياده سازي بشه واسه داشتن يه كشور پيشرفته و مرفه، همين. شما هم با نظر سازندتون سهيم هستين خدا رو چه ديدين شايد يه روز عملي شد.

(فقط نظرات مرتبط تاييد ميشن ها)